خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
197
نهج البلاغة ( فارسي )
و هم از اين خطبه [ در وصف زمين و گستردنش بر آب ] زمين را در ميان امواج پرخروش آب فرو برد . در گردابهاى درياهاى دمان ، كه امواج سهمناكشان بر روى هم مىغلطيدند و هر موج ، ديگرى را به پيش مىراند ، و در اين حال همانند اشتران مست جفت جوى بودند كه بانگ مىزنند ، و كف بر لب مىآورند . اما گستاخى درياى متلاطم در برابر سنگينى زمين خاضع شد و از هيجان و جنبش بيفتاد و ، چون زمين در آن قرار گرفت ، خوارى و ذلَّت نشان داد . و زمين بر روى آب غلطيد ، پس امواج دريا پس از خروش و هياهو بياراميد و چون مركبى ، كه لگام بر سرش زنند ، اسير و منقاد گرديد . زمين بر لجّهء دريا ساكن گشت و بگسترد و دريا را از غرور و نخوت و سركشى و دست اندازى بازداشت و از تلاطم و خروش مانع آمد . آب ، كه رام و فروتن شده بود ، فرو نشست و پس از آن همه سركشى و غلطيدن امواجش بر روى هم ، زمين را در برگرفت و آن گاه كه آب در اطراف زمين از هيجان و جوشش باز ايستاد ، خداوند سبحان كوههاى بلند را بر دوش زمين جاى داد و از كوهها چشمهها بر آورد و در بيابانهاى پهناور و درّههاى ژرف جارى ساخت . زمين را به كوههايى كه از صخرههاى عظيم و مرتفع فراهم آمده بود از لرزش نگه داشت . زمين از لرزش بايستاد ، زيرا كوهها چون ميخها تا اعماق آن و در رخنههاى آن فرو رفته و بر پستيها و بلنديهايش جاى گرفته بود . آن گاه فضاى ميان زمين و آسمان را گشاده گردانيد و هوا را براى تنفس ساكنان زمين بيافريد . سپس ، زمينيان را با هر چه بدان رفع نياز كنند ، پديد آورد . و زمينهايى را ، كه به سبب ارتفاعشان آب چشمهها و نهرها به آنها نمىرسيد ، خشك و بىحاصل رها ننمود و ابرهاى بارنده را بيافريد تا بباريدند و زمين مرده را زنده ساختند و در آن انواع رستنيها برويانيدند . پاره ابرهاى درخشان را ، كه از هم جدا افتاده بود ، به هم پيوست . پس ، ابرهاى سفيد و متراكم و پر آب را در حركت آورد و ابر ، مهياى باريدن گرديد . آذرخشها از درون ابرها درخشيدن گرفت و درخشش آن در دل ابرهاى متراكم بر دوام بود .